اساس
خودسازی
اساس خودسازی، توحيد است
«فلاح» در حقيقت جامع همه كمالات انسانی است و راه رسيدن به آن از
ديدگاه قرآن كريم، خودسازی و تزكيه نفس است. خداوند متعال پس از
سوگندهای متعدد تأكيد میفرمايد:
﴿ قدأفلح من زكها. سوره شمس آیه 9 ﴾
« كسی به «فلاح» رسيد كه تزكيه نفس كرد. »
همه آن چه پيامبران الهی از جانب خداوند متعال برای هدايت انسان
آوردهاند، مقدمه «فلاح» و شكوفايی استعدادهای انسانی است. مسأله اصلی
در تزكيه نفس، آن است كه انسان دريابد خودسازی را از كجا بايد آغاز
كند، و اساس خود سازی چيست؟
از نظر انبيای الهی، اساس خودسازی و نخستين گام در راه تزكيه نفس
«توحيد» است، از اين رو نخستين پيام همه پيامبران كلمه «لا إله إلا
الله» بود:
﴿ و مآ أرسلنا من قبلك من رسول إلا نوحي إليه
أنه لآ إله إلآ انا فاعبدون. سوره انبیاء آیه 25 ﴾
« و ما پيش از تو هيچ پيامبری نفرستاديم مگر آن كه به او وحی
میفرستاديم كه خدايی جز من نيست، پس مرا بپرستيد. »
نخستين سخن پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله نيز با مردم اين بود كه:
« يا أيها الناس! قولوا لا إله إلا الله، تفلحوا؛
هان ای مردم! بگويید: «لا إله إلا الله» تا رستگار شويد. »
از سويی، تنها، گفتن كلمه توحيد كارساز نيست، و آنچه اساس خودسازی و
موجب «فلاح» و رستگاری و شكوفايی كمالات انسانی است، حقيقت توحيد و
موحد شدن حقيقی انسان است.
نشانه آن كه انسان به حقيقت توحيد - به مفهوم واقعی و كامل آن - رسيده
این است كه میتواند همچون فرشتگان الهی، در كنار ذات خداوندی شاهد و
گواه يگانگی حضرت حق جل و علا باشد:
﴿ شهد الله أنه لآ إله إلا هو و الملائكه و
أولوا العلم ﴾
«خداوند، فرشتگان و صاحبان دانش گواهاند كه خدايی جز او نيست ».
يكی از شاگردان شيخ درباره او میگويد: خدايش رحمت كند! تمام همتش در
تحصيل لا إله إلا الله، و همه گفتارش برای رسيدن به حقيقت اين كلمه
طيبه بود.
و ديگری میگويد: شيخ متخصص در اين رشته بود. و با تمام توان تلاش
میكرد آن چه را يافته به ديگران منتقل كند و شاگردان را به مرتبه
توحيد شهودی برساند.
شيخ میفرمود:
« اساس خودسازی، توحيد است. هر كس بخواهد ساختمانی بنا كند، ابتدا بايد
زيرسازی او درست باشد، اگر پايه، محكم و اساسی نبود، آن بنا قابل
اطمينان نيست، سالك بايد سير و سلوك خود را از توحيد آغاز كند، نخستين
سخن همه پيامبران كلمه « لا اله الا الله » بوده است. تا انسان حقيقت
توحيد را درك نكند و باور نكند كه در وجود، چيزی جز خداوند منشأ اثر
نيست، و همه چيز جز ذات مقدس حق فانی است، به كمالات انسانی دست نخواهد
يافت. با درك حقيقت توحيد، انسان با همه وجود متوجه آفريدگار خواهد شد.
»
همچنين میفرمود:
« اگر بخواهی خدا تو را صدا كند قدری معرفت پيدا كن و با او معامله كن.
»
« وقتی میگوييم: « لا اله الا الله » بايد راست بگوييم. تا انسان
خدايان دروغين را كنار نگذارد نمیتواند موحد باشد و در گفتن لا اله
الا الله راستگو باشد، «اله» چيزی است كه دل انسان را بربايد، هر چيز
كه دل او را ربود، خدای اوست وقتی می گوييم: لا اله الا الله، بايد
حيران او باشيم. »
« همه قرآن به كلمه لا اله الا الله باز میگردد و انسان بايد به جايی
برسد كه در قلب او چيزی جز اين كلمه، نقش نبندد و هر چه غير اوست رخت
بربندد: ﴿ قل الله ثم ذرهم: بگو آن خداست سپس آنها را واگذار. سوره
انعام آیه 91 ﴾ ».
« انسان درخت توحيد است، ميوه اين درخت ظهور صفات خدايی است، و تا اين
ثمر را نداده كامل نيست، حد كمال انسان اين است كه به خدا برسد؛ يعنی:
مظهر صفات حق شود. سعی كنيد صفات خدايی در شما زنده شود. او كريم است
شما هم كريم باشيد. او رحيم است شما هم رحيم باشيد. او ستار است شما هم
ستار باشيد ... »
« آن چه به درد انسان میخورد صفات خدايی است، هيچ چيز ديگر برای انسان
كارساز نيست، حتی اسم اعظم! »
« اگر در توحيد مستغرق باشی، هر لحظه از عنايتهای خاص حق تعالی
بهرهمند میشوی كه در لحظه قبل برخوردار نبودهای، عنايتهای حق هر دم
تازگی خواهد داشت. »

شرك زدايی
شركت زدايی از جان و دل، نخستين گام در راه رسيدن به حقيقت توحيد است.
از اين رو، در شعار اصلی توحيد؛ يعنی: « لا اله الا الله » نفی خدايان
دروغين، بر اثبات خدای راستين تقدم يافته است.
شرك در برابر توحيد، اعتقاد به نيروهای خيالی و مؤثر بودن آنان در هستی
و پرستش آنان در برابر مؤثر حقيقی؛ يعنی: خداوند يكتاست.
مشرك كسی است كه جز خدای يكتا، ديگری را نيز در هستی مؤثر میداند و از
غير او اطاعت میكند، گاه جمادات را میپرستد، گاه از زورمداران اطاعت
میكند و گاه بنده هوای نفس خويش است و گاه هر سه را بردگی مینمايد.
از نظر اسلام هر سه نوع شرك مذكور نكوهيده است، و برای رسيدن به حقيقت
توحيد، راهی جز شرك زدايی به مفهوم مطلق آن نيست.
نكته مهم و قابل توجه اين است كه خطرناكترين گونه شرك، شرك به معنای
سوم؛ يعنی: پيروی از هوای نفس است. اين شرك سر منشأ موانع شناخت عقلی و
قلبی و سرآغاز شرك به معنای اول و دوم است:
﴿ افرءيت من اتخذ الهه هواه و اضله الله علي علم و ختم علي سمعه و قلبه
و جعل علي بصره غشوه فمن يهديه من بعد الله افلا تذكرون:
آيا ديدهای آن كس را كه هوس خود را خدای خود گرفته و خداوند او را با
اين كه میداند، گمراه كرده، و برگوش و دلش مهر زده، پس بعد از خدا چه
كسی او را هدايت میكند؟ آيا هوشيار نمیشويد! سوره جاثیه آیه 23 )
و بر اين اساس، جناب شيخ بت نفس را خطرناكترين آفت توحيد میدانست و
میفرمود:
« همه حرفها سر آن بت بزرگ است كه در درون توست. »
با نفست كشتی بگير!
يكی از كشتی گيرهای معروف آن زمان به نام « اصغر آقا پهلوان » نقل كرده
كه: يك روز مرا بردند نزد جناب شيخ. ايشان زد به بازوی من و فرمود:
« اگر خيلی پهلوانی با نفس خود كشتی بگير»!
در حقيقت شكستن بت نفس اولين و آخرين گام در زدودن شرك و رسيدن به
حقيقت توحيد است.

مسافرتی برای گفتن يك نكته
آيت الله فهری از مرحوم حاج غلام قدسی نقل كردند: سالی جناب شيخ به
كرمانشاه آمد، يك روز به من فرمود: به منزل سردار كابلی برويم، رفتيم و
نشستيم. من جناب شيخ را معرفی كردم، مدتی به سكوت گذشت، مرحوم سردار
كابلی فرمود: جناب شيخ! چيزی بفرماييد كه استفاده كنيم.
جناب شيخ فرمودند:
« چه بگويم به كسی كه اعتمادش به معلومات و مكتسبات خودش بيش از
اعتمادش به فضل خداست. »
مرحوم سردار كابلی ساكت نشسته بود، لحظاتی گذشت، عمامه از سر برداشت و
روی كرسی گذاشت و سرش را آن قدر به ديوار كوبيد كه من به حالش رقت
كردم، خواستم مانع شوم، شيخ نگذاشت و گفت:
« ... من آمدهام كه اين حرف را به او بگويم و برگردم »!

هزار بار استغفار كن!
يكی از فرزندان شيخ نقل میكند: شخصی از اهل هندوستان به نام «حاج
محمد» همه ساله يك ماه میآمد ايران. در راه مشهد برای نماز از قطار
پياده میشود و در گوشهای به نماز میايستد، موقع حركت قطار، هر چه
دوستش فرياد میزند كه: « سوار شو! قطار راه میافتد! » اعتنا نمیكند
و با قدرت روحی كه داشته، نيم ساعت مانع از حركت قطار میشود. وقتی از
مشهد بر میگردد و خدمت شيخ میرسد، جناب شيخ به او میگويد:
« هزار بار استغفار كن! »
گفت: برای چه؟
شيخ فرمود:
« كار خطايی كردی! »
گفت: چه خطايی؟ به زيارت امام رضا رفتيم، شما را هم دعا كرديم.
شيخ فرمود:
« قطار را آن جا نگه داشتی. خواستی بگويی من بودم كه ...! ديدی شيطان
گولت زد، تو حق نداشتی چنين كنی! »
راه رسيدن به حقيقت توحيد
اکنون سوال اساسی این است که انسان چگونه میتواند خود را شرك زدايی
كند، و با شكستن بت نفس، ريشه شرك پنهان و آشكار را در وجود خود
بخشكاند و به زلال توحيد ناب دست يابد؟
پاسخ جناب شيخ اين است كه:
« به نظر حقير اگر كسی طالب راه نجات باشد و بخواهد به كمال واقعی برسد
و از معانی توحيد بهره ببرد، بايد به چهار چيز تمسك كند: اول: حضور
دايم، دوم: توسل به اهل بيت (ع)، سوم: گدايی شبها، و چهارم: احسان به
خلق. »
 |